سوپ عدس و پاستا
دوستای خوبم سلام
کلی شرمنده به خاطر دیر آپ کردنم و ممنون از دوستای نازنینی که بهم سر زدن.
اینبار با دستور سوپ عدس و پاستا اومدم که یه سوپ واقعا خوشمزه و کلی مفیده که تو این شب های نیمه سرد پاییز خیلی می چسبه.الان هم که دارم این مطلب رو تایپ میکنم هوای تبریز بارونیه و من با اینکه سردمه ولی پنجره رو باز کردم تا صدای بارون رو بشنوم،ایکاش الان تو یه روستا بودم تا بوی بارون رو هم حس میکردم وقتی روی خاک میریزه و بوی خاک بلند میشه.آخه دیگه تو شهرها وقتی هم بارون میاد بوی آسفالت و سیمان بلند میشه نه بوی خاک!
البته این غذا مربوط میشه به چند ماه پیش چون عکس همه مراحلش رو نداشتم، دستورش رو هم نمیگذاشتم. اما دیگه با این بی دوربینی مجبور شدم. مطمئن باشید اگه درستش کنید حتما خوشتون میاد.
مربای انجیر
با عرض شرمندگی مدتیه دوربینم رو یکی از دوستام امانت گرفته،نمیدونم هم که بهم پس میده.در نتیجه نمیتونم از غذاهایی که درست میکنم عکس بگیرم و چون پست بدون عکس اصلا معنی نداره و پس یه مدتی کمتر میتونم دستورهای جدید بگذارم.البته یه چند تا تو آرشیو عکسام دارم ولی خوب بعضی هاش رو از مراحلش عکس ندارم ولی مجبورم اونها رو بگذارم. ببخشید دیگه کلی شرمنده
اما امروز براتون طرز تهیه مربای انجیر رو میگذارم که از انجیرهای حیاط خودمون پختم،البته این مربا رو من یه ماه پیش درست کردم ولی فرصت نمیشد تو وبلاگ بگذارم،امیدوارم تا انجیر تموم نشده درست کنید و نوش جان کنید.
مرثیه مجسم
بغضِ غریبی گلوی عالم را می فشارد و سنگینی داغی جانسوز بر قلب زمین زخم میزند. ملائک، کوچه پس کوچه های مدینه را در پیِ مرد بی نظیری میگردند که محضرِ مبارکش، منبع فیض آسمانی بود؛ اما چه سود که اینک خوشه های زهرآگینِ کینه منصور، قلب سپیدش را هزارپاره کرده است.
به ستاره ها بگویید دیگر ماه صادقانه شان طلوع نخواهد کرد!
شب های تیره عراق آرام بگیرند که دیگر مأمورین سیاهدلِ عباسی، از دیوارهای خانه ولایت بالا نمی روند و جانشینِ خدا را از سجاده نماز، با سروپای برهنه به دربارِ جور نمی برند!
امشب کوچه های مدینه داغدارند و بقیع، چشمانتظار آخرین مسافر خویش است. بقیع، بقعه ای خاموش و تاریک؛ بقیع، آشنایی غریب؛ بقیع، مزار بی چراغ و فانوسی که مظهر مظلومیت هزار و اندی ساله است. در بقیع، روضه لازم نیست، خودش مرثیه مجسم است...
منبع:تبیان



